هیچ محصولی در سبد خرید شما وجود ندارد.
جستجو

آلوت

انتشارات: نشر نگاه
25,000 تومان
نویسنده: امیر خداوردی
+ -

به شب نکشيد که ملاممد فرار کرد. کسي هم نفهميد کي از خانۀ محقرش در جنب مدرسه، بيرون رفته بود؟ زن و بچه‏هايش را رها کرده بود و رفته بود. به زنش گفتند او ديگر شوهرت نيست چون مرتد شده و اگر خبري از او يافتي بايد اعلام کني چون قتل مرتد واجب است وگرنه معاونت بر إثم کرده‏اي و مجازات مي‏شوي.

زن مفلوک چادرنمازي روي سرش کشيده و بچه‏ها را گوشۀ اتاق، پشت خود قايم کرده بود. انگار مردها آمده‏ بودند بچه‏هايش و مخصوصاً دخترهايش را بدزدند. اين حرف‏ها را که شنيد، بدنش سست شد، قبل از آن سنگيني خاصي روي شانه‏هايش حس مي‏کرد ولي در آن لحظه حس کرد سنگيني شانه‏ها به زير شکمش به کليه‏هايش منتقل شده است و هر چه سعي کرد خودش را نگه‏ دارد نشد که نشد؛ خودش را خيس کرد.

نقد و بررسی خود را بنویسید Close Review Form
  • بد
  • عالی
Description

به شب نکشيد که ملاممد فرار کرد. کسي هم نفهميد کي از خانۀ محقرش در جنب مدرسه، بيرون رفته بود؟ زن و بچه‏هايش را رها کرده بود و رفته بود. به زنش گفتند او ديگر شوهرت نيست چون مرتد شده و اگر خبري از او يافتي بايد اعلام کني چون قتل مرتد واجب است وگرنه معاونت بر إثم کرده‏اي و مجازات مي‏شوي.

زن مفلوک چادرنمازي روي سرش کشيده و بچه‏ها را گوشۀ اتاق، پشت خود قايم کرده بود. انگار مردها آمده‏ بودند بچه‏هايش و مخصوصاً دخترهايش را بدزدند. اين حرف‏ها را که شنيد، بدنش سست شد، قبل از آن سنگيني خاصي روي شانه‏هايش حس مي‏کرد ولي در آن لحظه حس کرد سنگيني شانه‏ها به زير شکمش به کليه‏هايش منتقل شده است و هر چه سعي کرد خودش را نگه‏ دارد نشد که نشد؛ خودش را خيس کرد.

برچسب های محصول