هیچ محصولی در سبد خرید شما وجود ندارد.
جستجو

آسایشگاه 14

40,500 تومان
45,000 تومان
خاطرات آزاده علی اکبر امیراحمدی
+ -

به حاج آقا ابوترابی گفتم: «بعثی ها به بچه ها خیلی فشار می آورند تا به حضرت امام دری وری بگویند، تکلیف چیست؟ » گفت: «آقاجان، بگویند. عیبی ندارد! وقتی می زنند و اذیت می کنند و احتمال می دهید یک موقع طوری‌تان بشود، خوب فحش بدهید. » گفتم: «فحش بدهیم؟ » گفت: «بله. » گفتم: «حاج آقا، اگر به شما هم بگویند، فحش می دهید؟ » گفت: «ببین پسرجان، یک وقت می گویند فحش بده و هیچ کس هم نیست، به هیچ جایی هم برنمی خورد. یک وقت هم آقاجان، من را می‌برند جلوی تلویزیون، منِ ابوترابی، شاگرد امام و کسی که در میان اسرا مطرح است، می گویند آقا، به امام توهین کن. امیراحمدی، اگر قطعه قطعه ام هم بکنند، هر قطعۀ من می گوید درود بر روح الله.

نقد و بررسی خود را بنویسید Close Review Form
  • بد
  • عالی
Description

به حاج آقا ابوترابی گفتم: «بعثی ها به بچه ها خیلی فشار می آورند تا به حضرت امام دری وری بگویند، تکلیف چیست؟ » گفت: «آقاجان، بگویند. عیبی ندارد! وقتی می زنند و اذیت می کنند و احتمال می دهید یک موقع طوری‌تان بشود، خوب فحش بدهید. » گفتم: «فحش بدهیم؟ » گفت: «بله. » گفتم: «حاج آقا، اگر به شما هم بگویند، فحش می دهید؟ » گفت: «ببین پسرجان، یک وقت می گویند فحش بده و هیچ کس هم نیست، به هیچ جایی هم برنمی خورد. یک وقت هم آقاجان، من را می‌برند جلوی تلویزیون، منِ ابوترابی، شاگرد امام و کسی که در میان اسرا مطرح است، می گویند آقا، به امام توهین کن. امیراحمدی، اگر قطعه قطعه ام هم بکنند، هر قطعۀ من می گوید درود بر روح الله.